X
تبلیغات
نسیم مطهر

ايشان هميشه و به طور دائم با وضو بودند و با وضو هم به شهادت رسيدند. خدا رحمت کند مادرشان بارها گفته بود که ايشان از يازده سالگي هميشه با وضو بوده است. مطهري خود هميشه به ياد خدا بود و به ما هم مي‌گفت: «هميشه و در همه حال چه روز روشن و چه شب تاريک، چه در خلوت و چه در جمع، به ياد خدا باشيد و بدانيد که کسي هميشه ناظر بر اعمال شماست و آن خداي تبارک و تعالي است.‌»

به ما توصيه مي‌کردند روزي يک حزب قرآن بخوانيم و آن را به روح حضرت محمد(ص) هديه کنيم و به اين ترتيب هر چهار ماه يک دور قرآن را ختم کنيم و اين را باعث برکت عمر و رستگاري آخرت مي‌دانستند. چيزي که بسيار بر آن تأکيد داشتند اين بود که هر بيست و چهار ساعت يکبار، محاسبه‌اي از نفس‌مان داشته باشيم، چون عمر که مي‌گذرد محال است ديگر برگردد و تکرار شود...




ادامه مطلب...
ارسال توسط حیدری
 
تاريخ : سه شنبه سوم اردیبهشت 1392

استاد مطهري(ره) گرايش عجيب به سير و سلوك و عرفان پيدا كرده بود و هر شب بعد از نماز مغرب و عشاء، يك يا چند سوره از قرآن را با صوتي خوش تلاوت مي‌كرد و نيمه شب براي به جا آوردن نماز شب برمي‌خاست، شبي قبل از شهادت، استاد خوابي مي‌بيند كه از زبان خودش مي‌شنويم:

خواب ديدم كه با رهبر انقلاب در شهر مكه و در مقابل كعبه قرار دارم ناگهان در كعبه باز شد و چهره نوراني حضرت نمودار گشت. امام فرمودند كه ايشان رسول خدا هستند... چشمان پيامبر اكرم(ص) بر امام خيره شده بود...




ادامه مطلب...
ارسال توسط حیدری
 
تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392

برخي بيان مي كنند اسلام دين محبت است و بايد سرتاسر جاذبه باشد و يا هنگامي كه از جذب حداكثري سخن به ميان مي آيد آن چنان دايره را وسيع مي گيرند كه از شرق تا غرب را در خود جاي مي دهد! البته از آن سو هم عده اي با كوچكترين اختلافي بر طبل جدايي و نزاع مي كوبند و به اندك جاذبه كفايت مي كنند. اما راه اعتدال در اين مسير چيست؟ براي پاسخ به اين سوال به انديشه استاد مطهري با بهره گيري از كتاب جاذبه و دافعه علي (ع) نظر مي افكنيم.

ايشان با توجه به اختلاف انسانها در جذب و دفع چهار دسته را بيان مي كنند.
1- افرادي كه نه جاذبه دارند و نه دافعه، نه كسي آنها را دوست و نه كسي دشمن دارد. استاد شهيد به شدت به اين دسته كه به خاطر عافيت طلبي هميشه سكوت يا دوپهلوگويي را سرلوحه كار خود قرار داده، مي تازد و آنها را موجوداتي بي ارزش و بي اثر و انسانهايي تهي معرفي مي كند و در وصف آنها مي گويد: «مثل اين است كه يك سنگ در ميان مردم راه برود.. حيواني است غذائي مي خورد و خوابي مي رود و در ميان مردم مي گردد نه موج موافق ايجاد مي كند و نه موج مخالف».




ادامه مطلب...
ارسال توسط حیدری
 
تاريخ : یکشنبه یکم اردیبهشت 1392

اين‌جانب به اسلام و اولياي عظيم الشان و به ملت اسلام و بخصوص ملت مبارز ايران ضايعه تاسف انگيز شهيد بزرگوار و متفكر و فيلسوف و فقيه عالي مقام مرحوم آقاي حاج شيخ مرتضي مطهري(ره) را تسليت و تبريك عرض مي‌كنم.

تسليت در شهادت شخصي كه عمر شريف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف كرد و با كج روي‌ها و انحرافات مبارزه سرسختانه كرد و تسليت در شهادت مردي كه در اسلام شناسي و فنون مختلف اسلام و قرآن كريم كم نظير بود...




ادامه مطلب...
ارسال توسط حیدری
 
تاريخ : یکشنبه یکم اردیبهشت 1392

غلامرضا کريمي راننده استاد شهيد آيت ا... مرتضي مطهري در سال‌هاي 1349 تا 1355 پس از گذشت حدود 35 سال از آخرين باري که راننده استاد شهيد مطهري بود،وي در گفت و گويي با مرکز خبر حوزه ، خاطرات خود از 6 سال همراهي با استاد شهيد مطهري را بيان کرده است.


هر دو هفته يکبار به قم مي‌آمديم

آن چند سالي که در محضر استاد بودم به خوبي به ياد دارم، هر دو هفته يک بار، روزهاي پنجشنبه به قم مي‌آمديم چرا که استاد در اين روز خاص، جلسات درسي در اين شهر مقدس داشت. خب اوايل، کلاس‌هاي ايشان در قم در حوزه برپا مي‌شد، اما به تدريج اين جلسات در يکي از مساجد شهر برگزار شد و انصافا هم جمعيت زيادي از درس ايشان بهره لازم مي‌برد. معمولا در اين يک روزي که در قم بوديم يا به منزل حاج آقاي قرائتي مي‌رفتيم يا در منزل دو روحاني سيد که متاسفانه اسمشان را به ياد ندارم ، سکونت داشتيم.يکي از ويژگي هاي برجسته رفتاري شهيد مطهري اين بود که ايشان خيلي دوست داشت که وقتي در قم هستيم حتما به منزل طلبه‌ها برويم و حتي الامکان نيز در منزلي اقامت داشته باشيم که به دور از تشريفات بوده و ساده و صميمي باشد. البته استاد در زماني که در قم بوديم گاهي به منزل حاج احمد آقا ( فرزند حضرت امام ) و بيت امام (ره) هم سري مي‌زد و جوياي احوال مي شد.




ادامه مطلب...
ارسال توسط حیدری

هنوز هم آن روز را به ياد دارد؛ يک بعدازظهر باراني پاييزي در سال ۱۳۷۳، وقتي وارد اتاق شد، پاهايش لرزيد در را پشت سرش بست، نشست و دردمندانه گريست و با خودش گفت بايد براي کشورم و مردمم گريه کنم که سال هاست ديگر مطهري را ندارند.استاد جوان، آن روز و در آن اتاق جاي خالي مطهري را بيش از هر زمان ديگري حس کرد. از خودش پرسيد چطور به خودت جرات داده اي وارد اتاقي شوي که ساليان درازي مطهري در آن نفس کشيده و چطور بر صندلي مردي تکيه خواهي زد که اعجوبه روزگار بود.


حالا سال ها از آن بعدازظهر باراني سال ۷۳ مي گذرد، استاد جوان آن روزها چند روز ديگر ۵۰سالگي اش را جشن مي گيرد اما هنوز هم هر صبح که در اتاقش را باز مي کند بوي مطهري به مشامش مي رسد و اين سوال هنوز هم به همان تازگي در ذهنش مرور مي شود که چطور به خودت جرات داده اي بر صندلي مرد صالحي تکيه بزني که اعجوبه روزگار بود؟




ادامه مطلب...
ارسال توسط حیدری

یک روز از شهید مطهری پرسیدم که از میان اشعار سعدی کدام یک بیشتر مورد توجه شما قرار گرفته است ؟ ایشان این شعر را خواندند:

آب حیات من است خاک ره کوی دوست                  گر دو جهان خرمی است ما و غم روی دوست

ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار                         فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست


وقتی رفتم منزل به سراغ کلیات سعدی  رفتم تا ببینم تمام این شعر چیست که دیدم پدرم این شعر را

دردیوان خود کاملا مشخص کرده بودند این نشان از بعد معنوی شخصیت شهید مطهری داشت.




ارسال توسط حیدری
 
تاريخ : دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391

استاد شهيد مرتضي مطهري به پيروي از استاد خود علامه طباطبايي اهتمام ويژه اي به فلسفه صدرايي داشت و به همين روي حتي با برخي از موضوعات روز فلسفه مانند فلسفه ذهن از دريچه و معبر هستي شناسي صدرايي مواجه مي شد و در اين راه کاميابي هاي بسيار داشت. با اين حال اين ابداعات و ابتکارات به حوزه فلسفه محض منحصر و محدود نماند و مطهري در حيطه کلام هم از آموزه هاي صدرايي استفاده تام و تمام کرد. پيش از اين متفکري همچون خواجه نصيرالدين توسي با تلفيقي موفق از کلام و فلسفه و تاليف آثاري مانند تجديد الاعتقاد گام هاي بلندي در راستاي تقويت بعد عقلي کلام برداشته بود اما چنان که زمانه ايجاب مي کرد اين تلفيق برپايه هستي شناسي مبتني براصالت وجود به معناي متاخر آن نبود، اگرچه رنگ و صبغه اي کاملا عقلي داشت...




ادامه مطلب...
ارسال توسط حیدری
 
تاريخ : یکشنبه دهم اردیبهشت 1391

معلمي عشق است و شور و حال، علم است و ايمان و آگاهي، بصيرت است و معرفت و شناخت، درد است و دردمندي و درمان، غيرت است و مردانگي، فضيلت است و شرافت و كرامت، بزرگي است و بزرگواري و حريت، رهپويي است و راهبري و راهنمايي و هدايت. معلمي شغل و حرفه نيست، بلكه ذوق و هنر توانمندي است. معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي ويژه ذات مقدس خداوند تبارك و تعالي است. در تعابير ديني ما ذات اقدس الهي خود را معلم و رسولان خود را نيز عهده دار امر تعليم و تربيت بشر معرفي مي كند...




ادامه مطلب...
ارسال توسط حیدری
 
تاريخ : شنبه نهم اردیبهشت 1391

امروز بايد شما معلمين، آن متعلمين، آن دانشگاهي، آن بازاري، آن روحاني، آن کارگر و کارمند، آن کشاورز، و همه، بيدار باشيد که الان نقشه دقيق تر از سابق است. سابق چون علما به طور کلي مي گفتند که اگر اين ها با هم بشوند چه خواهد شد و آن نقشه ها را مي کشيدند، حالا عينا ديدند که شد! اين ها با هم شدند و يک همچو کاري شد. يک همچو کاري که همه ممتنع مي دانستند، و همه حساب ها برخلاف درآمد. حالا که شده است، بيشتر آن ها در صدد هستند که بشکنند اين نهضت را. راه شکستنش هم همين است که شماها را از هم جدا کنند؛ هر کدام را به ديگري بدبين بکنند؛ هر کدام را براي ديگري دريک جبهه مخالف قرار بدهند...




ادامه مطلب...
ارسال توسط حیدری

اسلایدر